neodownload


      وبلاگ بروبچ مهندسی شیمی88
       میم شیمی .......................88
 

سلام به همه م.شیمی ها............

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب؛به یک سری دلایل شخصی بیشتر از این نمیتونم با وبلاگ بمونم و بابت این قضیه از همه عذر خواهی میکنم...............

م.شیمی درصورت خواست شماها سرجاش میمونه و با یه مدیریت جدید به کارش ادامه میده خدا بخواد..........

هر کسی که فکر میکنه میتونه مدریتش کنه تا اخر شب یه کامنت بذاره و اعلام امادگی کنه................

باتشکر

 

[ دوشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ ] [ 15:42 ] [ هم کلاسی ]
 

سلام به همه.........

این پست صرفا برای سوالای صندلی داغ خانم اعتمادانه.......

تا یکشنبه هفته اینده وقت دارین سوالاتون رو بپرسین............

بسم الله.........

[ یکشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ] [ 18:39 ] [ هم کلاسی ]
 

سلام به همه ی م.شیمی ها.....

یکی از همکلاسی ها این شعر رو فرستاده بودن که به افتخار بچه های بوشهری تو وبلاگ بزنم.......

ببخشید که دیر شد

امیدوارم ازش لذت ببرین

سلام اي دشتستون اي دشت گرما

ولات خارك و دمبازوخرما

سلام اي سرزمين بهروباغ

سلام اي آفتوهت مث آفتوهم داغ

سلام اي آشنا پي بندو گا بند

سلام اي قوم وخيش داس و پروند

سلام اي سرزمين عشق وايثار

سلام اي مردمونت مرد پيكار

سلام اي سرخ ريت از شقايق

ولات مردوم خونگرم و عاشق

سلام اي زينت تاريخ نومت

غرورو غيرت وهمت غلومت

خبردارم جر پي انگليست

فداكاري وايثاررئيست

خبر دارم كه چنتا انگليسي

لشش تو بندوگابندتوپيسي

سلام اي دشتستون دشت دوبيتي

سلام اي مردمت مشت دوبيتي

سلام اي ملك مهرو مهربوني

سلام اي شهر شعروشروخوني

سلام اي عشق وايمون برتوهويدا

ولات فايزو مفتون وشيدا

خلاصه دشتستون اي دشت گرما

هميشه احترامت گرم ور ما

[ یکشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ ] [ 18:36 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه م.شيمي ها..........

تو اين هفته يه سري كامنت ها از طرف بچه ها بود كه ميخواستن در صورت امكان اين هفته هم كلاس ها رو تشكيل نديم...............

بچه ها خواسته بودن كه من يه پست بزنم تا مشخص شه كه برنامه چيه و كسي ميخواد بياد يانه.........

اينم انجام وظيفه من؛فقط لطف كنيد بگين برنامه تون واسه اومدن و تشكيل دادن كلاسا چيه..........

ممنون

[ شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ ] [ 11:31 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه م.شيمي ها...........

همون طور كه بعضي هاتون مطلع شديد يكي از همكلاسي هامون پيشنهاد دادن كه يه سري مطالب طنز رو براي وبلاگ ارسال كنن.................

از نظر ها پيداست كه اكثريت نظرشون مثبته و با اين قضيه موافقن؛بقول اقاي درويشي منم دنبال يكي ميگشتم كه بشه مسئول قسمت طنز نامه م.شيمي..............

فقط اينكه اگه اين همكلاسي مون لطف كنن يه كم توضيح بدن برنامه شون از چه قراره و اينكه نويسنده اين نوشته ها كيه ممنون ميشم و جسارتا مطالب از فيلتر مديروبلاگ هم رد شه..................

ممنون از همكاري تون

[ جمعه ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ ] [ 16:38 ] [ هم کلاسی ]


امشب ملك پاي كوبان در انتظار امدنت هستند كه بيايي و بياموزي انسان را كه خدايي هست كه بودنش را هيچ نيستي در كار نيست و همه از اوييم....................امشب به يمن امدنت زمين نور باران است..................


ميلاد سراسر نور و رحمت پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي و امام صادق(ع) رو به همه تون تبريك ميگم.....

شب عيدتون ستاره بارون.......


[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ ] [ 19:15 ] [ هم کلاسی ]

دنيا را بغل گرفتيم

گفتند امن است؛خطري برايمان ندارد.....

خوابمان برد....

بيداري كه شديم ديديم ابستن تمام دردهايش شده ايم..........


سلام به همه.........

م.شيمي يه ترم با شما بود و خالق لحظه هاي شاد و ناراحت كننده زياد براي شما...تو اين مدت خيلي ها به جمع مون اومدن؛خيلي چيزا ازتون ياد گرفتم؛هيچ وقت يادم نميره به قول خانم دهقاني يكي دو ماه اول پرنده تو اسمون وبلاگ پر نميزد اما من از رو نرفتم...........تموم شدن اين ترم با تمام خاطراتش عين يه چشم به هم زدن بود.....راسته كه ادما خيلي زودتر از اوني كه فكرش رو كنن فرصت هاشون رو ازدست ميدن و هيچ وقت گذر زمان رو احساس نميكنن.........

ترم جديد داره شروع ميشه؛كم كم همه دارن جمع ميكنن كه بيان دانشگاه و....

اميدوارم اين ترم م.شيمي هاي بيشتري با وبلاگ همراه بشن و يه جو خيلي بهتر بين مون حاكم شه........ما از هم خيلي دوريم اينقدر كه فقط چشمامون رو براي قضاوت در مورد هم كافي ميدونيم.......اميدوارم همون طور كه وبلاگ به من ياد داد فاصله بين واقعيت و ديده ها و طرز فكر من راجع به ادماي اطرافم چقدر زياده بقيه رو هم به همين نتيجه برسونه.............

براي همه تون بهترين ها رو ارزو ميكنم و اميدوارم اين ترم بشه يه شروع براي همه تون براي رسيدن به تمام چيزايي كه لياقتش رو دارين...ادما هميشه براي رسيدن به خواسته هاشون نياز به لحظه استثنايي براي اراده كردن ندارن...اميداورم بتونيم از خودمون شخصتي بسازيم كه تمام داشته هاش براي خودمون ارزش باشه حتي اگه به چشم ادماي اطراف مون نياد........اونجوري فكر كنيم و نگاه كنيم كه از شانيت ما بربياد نه بشيم يه ادم عادي مثه همه ي ادماي اطراف مون كه تو دنياي دور و برشون اينقدر غرقن كه يادشون ميره اينجا دنبال چي هستن و اصلا چرا اومدن...يكي رو ميشناسم كه هر هفته شب جمعه ها ميرفت ارامگاه پرسيدم چرا گفت اخه هر هفته كه ميام كلي فكر ميكنم كه فرق بين من و اينا چه.هر هفته به اين نتيجه ميرسم كه عين هميم..اين باعث ميشه يادم نره كجاي دنيا وايسادم...........اميدوارم هيچ وقت يادمون نره كجاي دنيا وايساديم..........

اميدوارم اگه تو اين يه ترم از جانب من چيزي براي ناراحت كردن تون بوده منو ببخشيد...اين پست رو زدم كه انتقاد ها و پيشنهاد هاتون رو بهم برسونين و اميدوارم بازم همه تون با م.شيمي همراه باشين...........

ممنون

[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ ] [ 14:29 ] [ هم کلاسی ]

 

..... از اشپزخانه به در امدم كه با مختصر چاي و بيسكويتي دهان عيسي خان را ببندم تا اجازه دهند قدري هم درس يخوانم كه ديدم عيسي خان از در حال وارد شدند.........

دركمال تعجب شرح ما وقع را از ايشان جويا شدم كه ايشان فرموندند"هيچي در زدن ، منم ديدم شما گرفتارين رفتم دم در.........."

از بخت بد ما عروسي برادر دوستم بود كه ما در ديد ايشان عظمتي داشتيم غريب و گويي با ديدن عيسي خان تمامي رشته هامان يك جا پنبه شد.....گويا ايشان براي اوردن كارت عروسي برادرشان به در حياط مان امده بودند كه عيسي خان نيز با وجنات زايد الوصف شان كارت را گرفته و قول امدن داده بودند...........

واي............لحظه به لحظه بر نگون بختي خويش بيشتر واقف ميشدم.......عيسي خان را به اتاق پذيرايي راهنمايي كرده و به اشپزخانه رفتم تا شايد چاره اي براي اين درد بي علاج بيابيم......

بيچاره دو هم خانه اي ام هرچه ميشستند تمام نميشد و بيچاره تر من كه هرچه به خود مي قبولاندم كه اوضاع بهتر ميشود لحظه به لحظه وخيم تر ميشد.....



ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۹ ] [ 10:58 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه................

منادي مطالبي كه ميخونين اقاي حسنيه..................

اميدوارم به نداي كمك خواهي ايشون هرچه سريعتر لبيك گفته بشه..............

و من الله توفيق


"سلام
ما هر سال نشریه ی فروزان رو بعد از عید چاپ می کنیم.مطالب اون قبل از عید باید جمع آوری و دسته بندی بشه.معمولا بجه های سال سوم مطالب رو میارن و همه ی کاراش با اوناست.بنابر این ندای یاری رو از الان میدیم که هرکی می تونه مطالب علمی رو آماده کنه و هرچه زودتر برای سردبیر بفرسته.اگه زودتر نشریه آماده بشه می تونه توی مسابقات کشوری شرکت کنه.درضمن شدیدا به همکاری همه ی میم شیمی های گل احتیاج داریم.بیشتر در ضمینه ی ویراستاری و طراحی.لطفا داوطلبای عزیز هرچه زودتر آمادگیشونو اعلام کنن.یه طراح حرفه ای اولین نیاز حیاتیه،اگه از دوستاتونم حتی بیرون از دانشگاه باشه مشکلی نیست.لذا از همین جا حکم جهاد برای بستن فروزان صادر میشه.
اجرکم عند الله

علي حسني"


[ سه شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ ] [ 20:4 ] [ هم کلاسی ]

..... نمي دانم بر من چه گذشت اما هرچه ايشان در اين20دقيقه از دهانشان گوهر ميريختند بنده بيشتر نسبت به اين مسئله واقف ميشدم كه بخت مرا بر سنگ سياه نوشته اند........

به واسطه مختصر پيامكي به قرار زير اهل بيت موجود را به نحوي از فاجعه حادث شده مطلع كردم"از كلاغ به جغدهاي بي سروپا........ما مورد هجوم كركس قرارگرفته ايم به اشيانه برسيد......تمام".............

بعد ا ز اماده شدن ساندويچ ها راهي منزل شديم و عيسي خان هنوز با همان رمق ابتدايي درحال شرح بسيط ماوقع خود در اخرين سفرشان به هنك كنگ بودند........جهت ارام شدن فضاي اطرافم ساندويچي از كيسه بيرون اورده و به ايشان تعارف كردم كه شايد دست از گوهر ريختن كشيده و بگذارند قدري به بدبختي هاي خويش بيانديشم و راه چاره اي براي دك كردن عيسي خان بيام كه در غير اين صورت جايي براي حقير در ماتم كده مان نبود..........

اما عيسي خان موجودي غير قابل تصور بودند و انچنان مراحل بلع و مضغ و هضم را متواتر طي ميكردند و در حين ان گفتني هاي خويش را نيز به حقير ارزاني ميداشتند كه بنده مدام " تبارك الله احسن..." بود كه از دهانم به در ميشد.........

ادامه داستان در ادامه مطلب...........



ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ] [ 19:57 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه................

طبق برنامه امشب نفر بعدي صندلي داغ مشخص ميشه.........

طبق نظر بچه ها اگه خانم اعتمادان مشكلي نداشته باشن ايشون به عنوان نفر بعدي صندلي داغ انتخاب شدن.........

خدا بخواد هفته اينده پستش رو ميزنم كه بتونين سوالاتون رو از ايشون بپرسين.....

[ دوشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ] [ 19:54 ] [ هم کلاسی ]

بسمه تعالي 

امروز مورخه3/1/1388........................

ساعت11صبح بود وحقير در انچنان خواب ارام و با طمانينه اي غرق بودم كه وصفش انسان را به وجد مي اورد و يادش هنوز مايه اسودگي خاطر است كه صداي انكرالاصوات منزل مان بلند شد و هيچكس به روي مبارك خويش نياورد الا حقير..........

از جا برجسته و چون غزالي تيز پا به سمت تلفن دويدم كه هرچه زودتر صداي ان را خفه كرده و به ادامه روياي شيرين خود برسم كه شماره رويت شده خواب از سر بنده به در برد.................

پس از چندين سرفه جهت باز شدن صداي خويش كه گويي از ته چاه به در مي امد و زدن چند سيلي به صورت نازنين خويشتن جهت پريدن خواب از كله ؛تلفن كذايي را برداشتم و با شنيدن صداي والده عزيزم هوشيار شدم:"الو...الو....خواب بودين ؟؟؟؟؟

راويان گويند كه قيافه بنده در ان لحظه همچون ..............

بگذريم؛خلاصه به هر زوري بود در كت والده عزيزمان گنجاندم كه من بيدارم و مشغول تحصيل علم و در انديشه اكسفورد........

بعد از دادن امار لحظه به لحظه شرايط فعلي منزل و خداحافظي با ايشان مانده بودم كه چه كار كنم؛نه رمقي براي درس بود و نه حسي براي چرت دم ظهر..........

اين شد كه سر دوهمخانه اي خود انچنان خراب شدم كه بيدار شدن را به اينگونه خواب ترجيح داده و از بستر دل كندند...........



ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۷ ] [ 12:10 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه.........

امروز قسمت اول طنز نامه م.شيمي رو ميزنم...........

فقط چند تا نكته رو قبل از خوندن ش در نظر بگيريد:

1.تمامي چيزايي كه ميخونيد صرف مزاحه و من عيد يكي دو روز درس خوندم همش بيكار نبودم...

2.اغراق رو هم در نظر بگيريد چون دارين يه طنز نامه ميخونين.

3.اين روزا درگيري هام زياد بوده به خاطر همين نرسيدم اونطور كه بايد چيز جون دار و خوبي براتون اماده كنم؛ بنابراين پيشاپيش از همه تون بابت كاستي هاي موجود عذر ميخوام...

4.من ديوونه مامانمم و اينا فقط صرف شوخيه.......

5.همونطور كه گفتم منتظر يكي ام كه اعلام امادگي كنه؛تا قسمت 4 ش اماده ست اما بقيه اش....

6.بقيه قسمت هاش بهتر از قسمت اوله پس ازم نااميد نشيد.........

اميدوارم از خوندش لذت ببريد...........


برای خوندن طنزنامه به ادامه مطلب بروید....

                                                                                              


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ ] [ 11:45 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه م.شيمي ها...........

دو تا مطلب بايد عنوان كنم كه بي مقدمه ميگم:

1 .فردا سري اول طنز نامه م.شيمي رو خدا بخواد ميزنم رو وبلاگ.......

اگه كسي هست كه فكر ميكنه ميتونه نويسنده اين قسمت باشه خوشحال ميشم اعلام امادگي كنه..........

(من منتظر ام كه فردا بين اين همه استعداد يكي داوطلب شه؛پس نااميدم نكنين..........)

2 .يه خسته نباشد اساسي به اقاي دريكوند بابت صندلي داغ شون و يه تشكر بابت الطاف بي دريغ شون نسبت به من( مدير وبلاگ!!!!) از امشب تا غروب روز دوشنبه فرصت دارين كه پيشنهاد تون رو براي نفر بعدي صندلي داغ مطرح كنيد..........

دقت داشته باشيد تمديد نميشه پس سريع عمل كنيد.......

اجركم عندالله.............

[ شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۵ ] [ 20:27 ] [ هم کلاسی ]

یه موضوع جالب واسه یه پست تو وبلاگ پیشنهاد بده؟

ج: یه پست بذاریم و همه میزان نفرتشونو از ممد بگن.خیلی جذاب میشه ، مگه نه؟یا اینکه یه پست بذاریم و بچه هایی که اومدن ملایر بیان و از خوبی بیش از حد لرا تعریف کنن       

تعریفت از دانشجوی نمونه چیه؟به نطرت تعریف هر کدوم از استادامون از دانشجوی نمونه چیه؟

ج: نمونه دانشجوی نمونه که الهام فلاح هستن.  ج: دکتر طبخی : کسی که کلاس پد و لپ تاپ داشته باشه .  دکتر مفرحی : کسی که مسیر و مراحل هارو خوب طی کنه.    دکتر ایزدپناه : کسی که بالای 17 بگیره.    مهندس لک : کسی که ورودی 88 نباشه.

دکتر خاکسار : کسی که سر کلاس آدامس.......       مهندس عاشوری:کسی که سر کلاس حاضر باشه.

تا حالا شده دوست داشتی زمین دهن باز میکرد و تمام دخترا رو میخورد و دنیا بدون دختر شه؟اخه چرا؟  ج:نه بابا ، اونموقع مسعود بیچاره چطور سرگرم میشد؟

 تا حالا تانك روندي؟چند بار؟  ج: نه ، ولی اگه مجبور باشم میرونم، درسته که بلد نیستم ولی مجبورم میفهمی؟

جاهای خالی رو پر کن:
- دکتر مفرحی
(یکی از به) ترین (استادای)دنیاست.
- لقب(دکتر باحال) برازنده دکتر خاکسار است.

عجیب ترین کاری که تا حالا کردی چی بوده؟

ج: اومدن به بوشهر ؛ یکی نیست بگه آخه این همه راه اومدی که چی؟حالا اومدی لااقل گرفتار عشق ممد نمیشدی
کدامیک از این خبرا بیشتر خوشحالت میکنه؟
1.قبولی در کارشناسی ارشد در رشته و دانشگاه مورد علاقه        2.برنده شدن یک دستگاه آپارتمان در قرعه کشی بانک              3.کسب رای مورد نیاز برای نمایندگی مجلس    4.گرفتن نمره بیست در یک درس مثل جرم یا شیمی فیزیک

ج: گزینه 2 یا هر گزینه ای که پول بیشتری توش باشه

تا به حال شده تو مسائلی که به تو ربط نداره دخالت کنی؟! راستشو بگو! خوب فکر کن

ج: تا جایی که بتونم جلوی خودمو میگیرم.ولی بعضی اوقات نمیتونم جلوی فضولیمو بگیرم

اگه تو دانشگاه یهو بت بگن بیا آموزش آقای حاجی پور کارت داره... به نظرت قضیه چیه؟

ج: به احتمال زیاد میخواد بگه دکتر آذین گفته اشتباه کردم که پاست کردم یا اینکه دکتر عصفوری گفته بازم باید بیای ترمو پاس کنی یا اینکه تقلبام لو رفته و باید از ورودی 91 دوباره شروع کنم
هوا داره تاریک میشه ؛ دیر وقته ؛ یه کم از خونتون دوری و باید سریع بری خونه ؛ موبایلت شارژ نداره ؛ پیاده ای ؛ ماشین پیدا نمیشه ؛ نزدیکیت کسی نیس گوشی بگیری بزنگی ؛ چیکار میکنی؟(نگو نمیشه من گفتم شد!)

ج:نکنه فکر کردی ما فقط تو تیراندازی ماهریم؟ نه داداش ؛ با سرعت 100کیلومتر در ساعت میدوم و به موقع میرسم تازه بدون عرق کردن ، خدا نکنه کباب داشته باشیم در اون صورت تا خونه پرواز میکنم

سگ چگونه جانوری است؟
الف) حیوانی است درنده که 8روز از 7 روز هفته در حوال دانشکده مهندسی و سلف ظاهر می شود.
ب) جانوری است با سرعت بالا که هر چقدر تلاش کنی نمی توانی از دستش فرار کنی.
ج) موجودی است که سبب غیبت یک هفته ای از کلاس درس می شود.
د) حالا خوبه هار نبود و الا .............!!!!!!!!!!!!!!!!
ه) همه ی موارد صحیح است

ج:دو که نیست چون باز بحث سرعت پیش میاد ، یکم نیست چون بیچاره که نمیتونه سلفو تحمل کنه(البته بلانسبت.شوخی بود بچه ها)سه هم نیست ، چون اگه به جای سگ،آناکوندا هم حمله کنه باز بچه های بامرام م شیمی میرن سر کلاس.پس 4
 3 تا از تیکه کلام های دکتر خاکسار رو بگو؟

ج:1. امروز کلاس تشکیل................. 2.درست میگم    3.مهندس شما.......   4.بیاید آفیس........

کدوم هیجانی تره و ترجیحش میدی؟
1.گروگانگیری هواپیما          2.اتصالی برق تله کابین          3.ورود دایناسور به محوطه دانشکده                             4.منفجر شدن آزمایشگاه              5.زنده شدن یه جسد

ج:ورود دایناسور باحال تره ، چون میتونیم با رسول رمضانی مقایسه شون کنیم
جالبترین کاری که تاحالاکردی چی بوده؟

ج: اولین باری که مسعود منو گرفت نمیدونستم این کارو میکنه ، ولی باور کنید با تمام قدرت منو کوبید زمین ، بیشتر از دردش کارش واسم جالب بود.از اون به بعد وقتی میخواد بام شوخی کنه سریع صد تا صلوات نذر میکنم اگه مصطفی هم پیشش باشه که واویلا

ازچی میترسی؟

ج: از اینکه یهو از خواب پاشمو ببینم که پشت کنکورم و همه اینا خواب بوده ، نه ممدی هست نه عشقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تاحالاشده توحرف زدن کم بیاری ؟

ج: معمولا همیشه جوابام حاضره حتی اگه چرت و پرت باشه ، ولی کی جرات داره جلوی اعلی حضرت دم بزنه؟

اگه ساعت برنارد داشتی کدوم لحظه ی زندگیتو متوقف می کردی؟

ج: لحظه های تعریف کردن خاطرات ممدو لحظه های امتحانو و سریع میرفتم همه رو از رو دست خانم مفرس مینوشتم . لحظه ای ابرار داره سوال میپرسه بعدش پا میشدم یه سیلی آبدار میزدمش . کاش موقع نمره دادن دکتر عصفوری هم این ساعتو داشتم

لر فداکار رو تعریف کن؟ ج: به لری میگن که توی زمینش فدا بکاره دیگه
خوشترین درس دوران دبستانت رو تعریف کن؟  ج: انشا ؛ آخه من همیشه فکم قوی بود
حالا که اسحاق و محمد تهدیدت کردن چه حسی داری؟نمیخوای ترم بعد مرخصی بگیری؟

ج: ممد که عین بچه هاست و با یه شکلات گول میخوره ، اسحاق تو هم اگه تهدید کنی میگم که اون روز شکلاتای مصطفی رو تو خوردی

ترم یک اونقدر محجوب و آروم بودی که من همیشه فکر می کردم شما کجای دنیای آدمای امروزی بودید .چی شد که یهو استعدادات شکوفا شد و اینقدر شیطون شدی؟؟

ج: من که هنوزم خیلی آرومم ، نگاه، ولی جدا از شوخی : من تا ترم 3 اصلا با بچه های م شیمی نبودم و با رفقای دیگه  میگشتم ، تا حدی که وقتی ترم 3 رفتیم عسلو و خلیفه گفت چرا امین خدری نیومده ، من گفتم امین خدری دیگه کیه؟ فکر کن ، آدمی به این الافی رو من نمیشناختم ، از ترم 4 بود که با رفیقای ناباب م.شیمی 88 همراه شدم

ادامه صندلی داغ در ادامه مطلب.........



ادامه مطلب
[ شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۵ ] [ 15:5 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه م.شیمی ها.........

اول یه تشکر از همه که این همه سوال از آقای دریکوند پرسیدن.

دوم یه تشکر از آقای دریکوند که به این همه سوال خیلی سریع جواب دادن.


یکی از شیطناتو بگو؟

ج)یه روز که توی دبیرستان امتحان داشتیم و من نخونده بودم(چون که شب پیش عروسی دایی پنجمم(از 7 تا.ماشاالله) بود و خودتون میدونید که من توی عروسی از جام تکون نمیخورم) و به بچه ها گفتم که لغوش کنیم ولی اونا چون خونده بودن قبول نکردن.منم با یه اسکناس پنجاه تومنی لوله شوفاژ کلاسو کیپ کردم(نگید چطور که نمیگم) و بعد از چند دقیقه بوووووووممممممم.ولی میدونستم که به هیچکی آسیب نمیرسه.

خلاصه اونروز با توافق همه کلاس ما وامتحان تعطیل شد

اگه طرز مردنت رو خودت میخوستی انتخاب کنی دوست داشتی چطوری بمیری؟
1.سر سجاده نماز        2.تشنه و گرسنه       3.توی یه مهمونی       4.بیفتی توی چاه نفت         5.کنار آدمی که دوست داری بمیری

ج:گزینه 5.چون چه بخوام چه نخوام آدمی که دوسش دارم منو دق مرگ میکنه(ممد)

 اگر پیراهن و کفش و کمربندی بغیر از رنگ سفید بگیری ،چه رنگی میگیری؟  ج:روانشناسی رنگ سفید:نماد معصومیت و پاکی؛رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتری بوجود آورد.نشانگر سرما و پاکیزگی و آرامش است

میگن زن باید نجیب باشه یعنی کاری به جیب نداشته باشه خونه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه موافقی؟

ج: زن باید باشه؛آخه اگه غم نباشه که شادی معنا نداره(آآآآآآآخ.مامان چرا میزنی؛مگه چی گفتم؟)
دوس داری از ایران بری؟با دلیل؟!  ج:آره؛البته نه برای همیشه؛من دوست دارم همه جارو ببینم البته اگه ممدم بیاد
اگه نقاش بودی چی رو دوست داشتی اول همه بکشی؟

ج:اول دوس داشتم خودمو در کنار دوستام بکشم بعد خودمو در حال اعدام کردن ممد

فکر می کنی چی لازم داری برای :
1)دانشمند شدن : هستم دیگه
2)افسرده شدن :دوری از دوستان
3)محبوب شدن :اونم هستم

4)مسافر آخرت شدن :ممد
روزی چند ساعت انلاین هستی ؟  ج:هروقت بتونم یه سری میزنم؛میدونم دلتون واسم تنگ میشه

به نظرت مغزت بزرگتره یا چشمت؟  ج:اگه مغزم به اندازه چشمم بود که تا حالا مجید و گرفته بودم و میذاشتم توی جیب چپم

اينم ميان ترم اقای جمالی:
1.تو يك هواپيما با 4تا هم اتاقي هات گير كردي و هواپيما مي خواد منفجر بشه .. يه مداد با يه خودكار به هر كدومتون ميدن . الف: چي مينويسي ؟ ب: مگه كاغذ داري كه مي خواي چيزي بنويسي ؟ حالا اگه يه كاغذ هم بهت بدن توش چي مي نويسي ؟ ج: حالا اگه يه كاغذ به هم اتاقيات بدن فكر مي كني اونا چي بنويسن هر كدوم رو بگو ؟8 نمره

ج:  الف:روی دستم مینویسم رفیق اجباری ممد        ب:رو دستم دیگه ؛ اگه یه کاغذ بدن از ترس دکتر جرم تمرین میکنم

ج:ممد:حامد عاشقتم ؛ مصی:کی گفته من با این حامد بی کلاس بی پول همسفر شم ویش ؛ محسن:نه اتفاقا،در علم نانو...... اسی:سبک بالان سفر کردند و رفتند.مرا بیچاره نمودند و رفتند
2. با كلمات زير يه بيت شعر بنويس :3
"
م.شيمي-خرم آباد - بارون-سخت"

ج:شعر بلد نیستم جمله میگم:نسیم معرفت بچه های م شیمی بارون سخت خرم آبادو با خودش شست

3.به سوالات زير صحيح و غلط جواب بديد:5

الف:حامد دريكوند آدم احساسي هست . ج:غلط

ب: ح.د فقط به فكر خودشه .ج:صحیح

ج: ح.د انسان شادي هست .ج:صحیح

د: ح.د خيلي پر رو است .ج:صحیح

بقیه صندلی داغ در ادامه مطلب.........




ادامه مطلب
[ شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۵ ] [ 14:36 ] [ هم کلاسی ]

این عکس که خیلی از بچه ها هم تونستن حدس بزنن کی هستن کسی نبود جز (آقای علی محمدصادقی)که خانم دهقانی هم تونستن باحدس اول تشخیص درست رو بدهند.

ممنون از همه....

شب خوش....

[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ ] [ 23:44 ] [ هم کلاسی ]
 

اخبار دربی خارج از مستطیل سبز................

اخبار انلاین

[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ ] [ 21:43 ] [ هم کلاسی ]

سلام مجدد و يه عذر خواهي بابت وقفه پيش اومده...........

تا ساعت12 فرصت حدس زدن براي همه هست..........

اميدوارم اين يكي ديگه بالا بياد.........

..



[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ ] [ 21:30 ] [ هم کلاسی ]

سلام به همه.........

متاسفانه مثل اينكه اپلود سنتر مركزي امشب سر ناسازگاري با ما داره(انگار استقلالي بوده)

عكسه بالا نمياد؛من تمام تلاشم رو ميكنم هرچه سريعتر اين مشكل برطرف شه.............

منتظر باشين..............

[ پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ ] [ 20:52 ] [ هم کلاسی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به بچه های مهندسی شیمی88
دانشگاه خلیج فارس می باشد.
هر گونه انتظار از وبلاگتان دارید با ما در میان بگذارید.

neodownload