|
وبلاگ بروبچ مهندسی شیمی88 میم شیمی .......................88
| ||
|
سلام
بعد از مدت ها سر زدم به وبلاگ امار بازدید ها رو دیدم تعجب کردم مثه اینکه هنوزم کسایی هستن که دوستان خودشون رو فراموش نکردن !! به شخصه خیلی وقته از اکثر دوستان خبری ندارم دوس داشتم هر کسی که به این وبلاگ سر میزنه بگه در جه حاله و به چه کاری مشغوله از ارزوها و اهدافی که در حال حاضر داره هم بگین خوب است! به شخصه آرزوی سلامتی و شادابی برای همه دارم ان شالله هر جا که هستید خوب و سلامت باشید! اول نفر هم خودم شرح حال میدم: بنده هنوز دانشجو و به این زودیا قصد دفاع ندارم شاید فرجی حاصل شد با با یکی از دوستان بوشهری کاری راه انداختیم!!!!!!!؟؟(کی؟؟ من؟!! باورتون میشه خخخخخخ) [ پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۰۶ ] [ 17:9 ] [ سهراب درویشی ]
متن طولانیست.حال نداشتید،نخونید... به نظرم گاهی پیش میاد که یادمان میرود یک عضو محکم و قوی سمت چپ ،جایی زیر آن همه دنده می تپد.خیلی ساده فقط یادمان میرود...
ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۴ ] [ 0:29 ] [ محمد طاهری ]
از طرف خودم ، امین و اسحاق از سروش حسینی ، صادق رستمی ، محمد قناعتیان ، سینا کاویانی ، سجاد موحد ، مسعود نوروزی ، امین سلطانی و خانم ها روستایی ، اکبری ، اعتمادان ، زارعی ، جوکار و همه بچه هایی که دوست داشتن گردهمایی شیراز برگزار بشه عذرخواهی میکنم. قطعا اگه ما هم میدونستیم انتخاب بوشهر نمیتونه بیشتر از سه نفر رو اونجا بکشونه با شیراز موافقت میکردیم. ان شاء الله فرصتی پیش بیاد که بتونیم با اعتبار حرف دوستانی که واقعا شوق دارن هم کلاسی هاشون رو بعد از مدت ها ببینن دور هم جمع بشیم. [ سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۶ ] [ 23:48 ] [ ]
سلام
بعد از نظر سنجی طبق نظر اکثریت با اجازه دوستان قرار شد که دورهمی میم شیمی باشه برا 23اسفند برا همین قراره یک آماری بگیریم ببینیم کیا میان تا براشون مقدمات گردهمایی رو فراهم کنیم از جمله غذا و جا و ... زین سبب کسایی که حاضرن به جمع صمیمانه ما بپیوندن خواهشمندیم همینجا اعلان حضور کنن مقدمات کار هم به عهده مهندس اسحاق جمالی هستش با تشکر [ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۶ ] [ 0:17 ] [ سهراب درویشی ]
سلام به همگی یک سال پیش همین موقع ها بود پست زدیم برای اینکه بچه ها دور هم جمع شن . یک سال گذشت!دوباره تصمیم گرفتیم پست بزنیم و بچه ها نظرشون رو راجع به دور هم جمع شدن بگن که دوس دارن این اتفاق بیفته ؟و اگه اره کی و کجا؟! [ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ] [ 18:1 ] [ زهرا اعتمادان ]
سلام دوستان خیلی خیلی خوشحالم اول از بابت اینکه هنوز به وبلاگمون سر میزنیدو ابراز دلتنگی میکنین و... بعدشم بابت اینکه بعد 3-4 ماه ول گشتن و الافی، امروز تازه نشستم یکم مقاله سرچ کنم و شاید بتونم یه چیزایی گیر بیاریم برا پایاننامه، خداییش حوصلم نشد بازم شروع کردم به همیجوری چرخیدن. ولی این بار تو نه دنیای واقعی، بلکه تو دنیای مجازی که برخوردم به یه طنز خوشگل، گفتم بذارمش تو وب شاید بتونم چند دقیقهای فکر و ذهنتونو از مشغله و گرفتاریای کار و زندگی به دور کنم و خنده ای رو لباتون بیارم... حالا هم بدون هیچ پیش پرداختی ازتون میخوام یه سر برین به ادمه مطلب... [ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۱ ] [ 17:26 ] [ مسعود نوروزی ]
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم درد بیعشقی ز جانم برده طاقت ورنه من داشتم آرام تا آرام جانی داشتم بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش نغمهها بودی مرا تا همزبانی داشتم خلاصه بگم عجب دورانی بود و قدر ندانستیم [ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۲۶ ] [ 22:13 ] [ سهراب درویشی ]
السلام علیک یا اباعبدالله
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||