4.اگه بهت يه بليط سفر بدن و
مجبور باشي به يكي از جاهايي كه تو بليط هست بري كدوم رو انتخاب مي كني ؟بين دو تا
يكي رو انتخاب كن
الف : فلسطين يا اسرائيل
: ج:اسرائیل ، چون جونمو از سر راه نیاوردم
ب: كره ي شمالي يا كره ي
جنوبي : ج:جنوبی ، آخه میخوام از جومونگ بپرسم چرا خرم
آباد نیومد.چون اینجا هم جزو چوسان قدیم بوده
ج : مكه يا آمريكا :
ج:آمریکا ، آخه مجبورم ؛ دانشگاه اونجا بورسم کرده
د: قطب شمال يا جنوب : ج:شمال ، به خرم آباد نزدیک تره
ضایع ترین کاری که انجام دادی که بعدش دلت
میخواس با چنگال آب میخوردی ولی اون کارو انجام نمیدادی؟
ج:زر زدن سر کلاس دکتر طبخی
از بچه خوشت
میاد!؟...دوس داری چند تا داشته باشی؟
ج:آره ، ولی از بچه های مردم ، اونم وقتی گریه
نمیکنن ، خودم هیچی ، پولمو کنم تو حلق بچه و آخرش یه فحشیم بده و بندازتم بیرون؟
نظرت درباره مهندس شدن
دخترا چیه؟؟ ج: اصلا دخترا مهندس به دنیا میان ؛ میگی
نه؟منتظر پاشنه کفش باش
به نظرت بعضی وقت ها که
بچه ها از کنار هم رد میشن و یعنی طرف مقابل را نمی بینن،واقعا نمیبینن یا تظاهر
به ندیدن می کنن ؟ ج: بیاین خوشبین باشیم.حتما ندیدن دیگه
چقدر میشینی غیبت هم
کلاسیتو می کنی؟
ج:خداییییش خیییییییلییییییی ، ولی جلوی
خودشونم میگما ، بچه ها حلالم کنید.بیشتر غیبت احمد ابرارو میکنم.ببخش احمد جون
بزرگترین سوتی که از کسی
دیدی یا شنیدی؟
ج:سوتی امین.سر کلاس مهندس لک بودیم و مهندس از
امین پرسید:راسته که شماها ق رو ک میگین؟امین گفت:نه،مو کبولوم نی.ای خندید
سوژه ترین پسر ؟ دختر ؟ ج: سوژه
یعنی چی؟تو م شیمی درس خونا سوژه ان : پ : مجید درویشی د : الهام فلاح
دوست داشتي مدير وبلاگ باشي؟يك بند راجع به
مدير وبلاگ بنويس(شايد از توش فهميدم كيه( ج: نه
ج:مدیر یکی از بچه های باحال رشته است که صبر
ایوب داره . کسی که میتونه حرفای همه رو بشنوه و هیچی نگه ، باور کنید خیلی مرده .
از طرف همه میگم دمش گرم
چه وقتایی درس می خونی؟
1.میذاری
آخر هفته همش جمع بشه 2.شبا(آخه روزا که
اکثرا تو دانشگاهی.نه؟ (3.شب امتحانی هستی
ج:شب امتحانی.چون اگه قبلش بخونم همش یادم
میره.حافظه من ثانیه اییه.میگی نه از مصی بپرس
از درس خوندنت راضی
هستی؟به نظرت بسه یا باید خیلی بیشتر وقت بذاری؟
ج:آره.همین قدم زیاده.بیشتر از این بخونم خدایی
نکرده میشم مثل احمد ابرار
اگه
معلم بودی و دانش آموزتو میخواستی تنبیه کنی چطور تنبیهش میکردی؟
1.خودکار میذاشتی لای انگشتاش 2.از کلاس مینداختیش بیرون 3.مشق شبشو چهار برابر میکردی
4.با خط کش میزدیش 5.میگفتی
بزرگ شدی برو دانشگاه خلیج درس بخون 6.دلت
نمیومد تنبیهش کنی به جاش خودتو تنبیه میکردی
ج:نفرینش
میکردمو میگفتم:خدا ممدو هم اتاقیت کنه
اگر
بخواهی از هر کدوم از بچه های زیر یه صفت برداری چی بر میداری؟
علی محمدصادقی : مرام و معرفت
سروش حسینی : دین داری
engineer :خباثت(بعضی
وقتا خوبه)
مجید درویشی : خرخونی
شاهرخ هوشیار : استعداد فوتبالشو
حسن طالبی(مهتی معتمت( : آرومی(این مهتی معتمت مربوط به ملایره)
جاسم ابراهیمی : مثل بنز واحد پاس کردنو
پیمان تیموری : مدل مو
محسن رضایی : کدومش؟سید: تحمل کردن
اتوبوس ، بوشهری:سرچ کردن تو اینترنت
احمد ابرار : تحمل
نشستن 24 ساعته روی صندلی قرائت خونه
اگه
بخوای از یکی انتقام بگیری چکار میکنی؟
1.میندازیش توی بویلر
2.اتاقشو پر آب میکنیو برق بهش وصل میکنی
3.نخ
نامریی جلو در اتاقش وصل میکنی تا بیفته 4.میری
کارت عروسیشو الکی توی دانشگاه پخش میکنی
ج:دعوتش
میکنم خونمون(قابل توجه مجید درویشی)
چرا
حامد دریکوند توی کادر عکس فیس بوکش نیست؟و چرا عکس فیس بوکش رو عوض نمی کنه؟؟
ج:خیلی
وقته نمیرم ، تمام کار و زندگیم شده م
شیمی.
قضیه اون پوله بود که دوره آقای انجینیر
میخواست از آسمون بیفته پایینو که یادتونه؟اگه پیش آقای انجینیر بودی چکار میکردی؟
1.یکی
میزدیش و پول رو زودتر برای خودت بر میداشتی
2.به
نظر دوستت احترام میذاشتی و مثل اون گزینه ازدواج رو انتخاب میکردی
3.میرفتین
با هم میذاشتین توی بانک تا توی قرعه کشی برنده شین
4.از
خوابگاه واسه همیشه میرفتی و یه خونه با کلاس برا خودت میخریدی
ج:اون
خبیث یه جوری منو میپیچوندو خودش میرفت عشق و حال.ولی اگه منم خبیث بودم پولو
ورمیداشتمو واسه خودم مثل نمونه دانشجوی نمونه کلاس پد میخریدم
اگه جنگ بشه عکس العملت چیه؟
1.الفراااار 2.میری حسین فهمیده میشی 3.دعای خیرتو بدرقه رزمنده ها میکنی 4.از ترس سکته میکنی
ج:گزینه
یک و سه ، میمونم تا قسمتم بشه
تا حالا شده سرت به چیزی بکوبی یا با دست تند
بزنی به سرت؟و چرا؟
ج:آره ، خیلی ، وقتی ممد چونه اش گرم میشه.خدا
نصیب گرگ بیابونم نکنه
نظرت توی بازی شاهین بوشهرو استقلال کدوم یک از
گزینه های زیر اتفاق میفته؟
1.بازم مثه همیشه شاهین برنده میشه 2.استقلالیا رو بنده میزنن بعد بازی که آبروشون
رفته
3.استقلالیا به خودشون هم گل میزنن 4.بدترین حالت بوشهریا یه گل میزنن
اما باز برنده میشن
ج:بچه ها شرمنده.ولی استقلال میبره.یعنی از
همین الان برد استقلالو نوشتن.مثل اینکه نمیدونین که فوتبال ایران چطوره؟
راسته میگن سر به سر لرا
نباید بذاریم؟ ج: شنیدن
کی بود مانند دیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه جهنمی شدی دوس داری
با یخ زجرت بدن یا با آتیش؟با دلیل!
ج:با آتیش ؛ چون قبلا توی هوای بوشهر تجربه اش
کردم
اين حقيقت داره كه لر ها؛البته باكلاس هاشون تو
خونه تمساح دارن؟ ج: آره.ولی
مواظبیم که مار کبرای خونگیمون نیشش نزنه
بی معرفتی رو چی تعریف میکنی؟
1.حامد
دریکوند 2.فراموشیه وبلاگ بعد از فارغ
التحصیلی 3.غذای دوستتو بخوریو براش چیزی نذاری
4.همه موارد
ج:اول که گزینه یک ، بعدشم امین خدری که خواستم
برم خونشون گفت نیا.
به نظرت شبیه کدوم
بازیگری؟از چه نظر؟!
ج: خیلیا میگن شبیه براد پیتم ولی من میدونم
اینا میخوان منو خراب کنن.من خیلی خوشتیپ ترم
خیلی ببخشیدا اما اگه
کچل بشی چکار میکنی؟ ج: میرم
پیش بهزادو رسول واسه مشاوره
به نظرت اگه بوشهر نبود
چی میشد؟موافقی باید مستقل شه و یه کشور شه؟
ج:از شر مجید راحت بودیم ، ولی کسی نبود ناصرو
تحمل کنه؟مستقل؟نه ، اون موقع نمیذاشتن من بیامو از دوری امین دق میکردم
بزرگترین تجربه زندگیت
چیه که میشه ازش درس گرفت؟ ج: بهترین تجربه ام تحمل افراد خوشتیپه
تا حالا شده با این سن بری پارک سرسره بازی کنی
یا تاب سواری کنی بچه کوچیکا بهت همینطوری نگاه کنن؟
ج:آره.همین ترم که رفتیم ریشهر کلی بازی
کردم.تازه اگه یکی پولشو حساب کنه سوار سرسره بادی هم میشم
صدات خوبه؟تا حالا شده
برا هم اتاقیات بخونی و با نگاشون بهت بگن بابا نخون دیوونمون کردی؟!!
ج:من صدام حرف نداره ، شعیبو خودم تربیت کردم ،
میخوای بخونم؟ باشه : بارو بارو بارونه هه
به نظرت یه دختر قشنگ
میتونه یه پسرو ضایع کنه یا یه پسر میتونه دختره رو ضایع کنه؟قشنگ بگو چی توی ذهنت
اومد برا جوابت(دلیل(
ج:بستگی به اون پسر یا دختر داره ، اگه پسره من
باشم که عمرا کم بیارم ، اگه دختره خانم اعتمادان باشه.آقا ما تسلیم
حاضری بعد فارغ التحصیلی
اگه کار مهندسی گیرت نیمد چه کار کنی؟
1.بستنی فروشی 2.گل فروشی 3.آرایشگاه بزنی 4.فال بفروشی
ج:دوست دارم غریق نجات بشم و احمد ابرارو نجات
بدم(برعکس)
اگه دو تا کارت دعوت برا
عروسی داشته باشی با این تفاوت که یکیش بوشهره اما یکیش خرم آباده کدومشو ترجیح
میدی؟چرا؟
ج:حتما جفتشو میرم ، هرجور شده ، مطمئن باش
شجاعتو چی تعریف میکنی؟
1.سر به سر دریکوند گذاشتن 2.موج اومدن سر کلاس مفرحی 3.تقلب سر امتحان خاکسار 4.نترسیدن از کماندو
ج:گزینه
یک و دو که هست ؛ ولی آخر شجاعت اینه که بزنی زیر گوش پی ام
دوران دبیرستان معلمی از کلاس بیرونت کرده؟
چ:تا دلت بخواد ، با الفاظی
مثل:بوووووووووووووووووق
فکر میکردی وقتی طبخی
بیرونت کرد اگر نمیرفتین پیشش چه سرتون میاورد؟
ج:هیچی ، دکتر طبخی خیلی مرده ، به هرحال
از استاد خانم بیشتر یاد
میگیری یا آقا یا تاثیر نداره؟
ج:واالله من که از اساتید خانوم بیشتر خوشم میاد
، نمیدونم چرا؟مثل حجاری و نوروزی و خاله مرضیه
آقای محمد صادقی: آیا تا حالا شده کاری کرده
باشم و از دستم ناراحت شده باشی و دوست داشته باشی بزنیم؟ کی ؟ چرا؟
ج:نه.ولی اون شب سر قضیه پروژه دوفازی و سیالت
2 از دستم ناراحت شدی؟درسته؟باور کن دلیل داشت که.........اونقدم بی معرفت نیستم
که یادم بره واسه درس ریاضی مهندسی.......
دریک به چه معنیه؟
ج:اسم سکه زمان ساسانیه.فردا پس فردا هم میشه
واحد پولتون.پس خوب تلفظشو یاد بگیرین
اگر حالا یه آدم با نفوذ
بشی چکار میکنی؟
الف)درس ول میکنی ازدواج
میکنی و میری دنبال کار و زندگی
ب)پول جمع میکنی میزاری
تو بانک وکسی رو خبر نمیدی
ج)در را توسعه لرستان و
پیشرفت لرها تلاش میکنی
د)خودت رو میگرفتی و به کسی
اهمیت نمیدادی(راستش رو بگو(
ج:راستش گزینه 4.ولی من بی دوستام میمیرم.البته
نصف پولامو میدادم به یه قاتل که بیاد سر وقت ممدو.... خلاصه تا یه ملتی دعا به
جونم کنن
موثرترین فرد تو
زندگیت؟و دلیلش؟
ج:یه فرد نیست ، دو نفرن ، پدرومادر ، چون که
تونستن یه دانشمند تربیت کنن
توصیفت از یک زندگی ایده
آل؟دلت میخواد آینده زندگیت چتو باشه؟
ج:زندگی ایده ال یعنی فقدان ممد ، یعنی ثروت و
دوستان چه با علم چه بی علم ، دوست دارم تو آینده به خاطر کارای الانم پشیمون نشم
چه شهری رو برای زندگی
آیندت انتخاب میکنی؟
ج:معلومه ، دشت شقایق ها(خرم آباد) ، البته
آبسرد(زادگاه ممد)م بد نیستا
دلت میخواد کجا مشغول به
کار شی؟ ج: توی شرکت نفت خرم آباد بین این همه فرشته
همشهری
آیا سربازی داری یا
معافی؟
ج:دست رو دلم نذار ، دارم ، کی گفته سربازی
آدمو مرد میکنه ، پدر مردو درمیاره.
تا حالا کجاهای استان
بوشهر رودیدی؟
ج:گناوه،دیلم،برازجون،آباد(ولات اسحاق
اینا).عسلو، در آینده دیر(درویشی)کلات(امینو)و جم که حتما....
تا حالا خانه کدوم هم
اتاقی هات رفتی؟ ج: اسحاق
، گله نکنید ، خونه همتون میام
آدما دو دسته هستن!!!!دسته اول:اسفندی هستن دسته دوم:دوس دارن اسفندی
باشن؛جز کدوم دسته هستی؟حواست باشه دسته سومی وجود نداره
ج:دسته دوم ، ولی رفتم پیش روانپزشک گفت که این
دوست داشتن کاذبه ، دکتر بم گفت بهترین روز سال نوزده مهره ، نمیدونم چرا؟
نظرت
در مورد اینکه دختر که رسید به بیست باید به حالش گریست چیه؟؟؟
ج:مگه دوران صدر اسلامه که اگه دختر برسه به
بیست..................؟
یه جمله فارسی رو به زبون لری و بوشهری باز
گردانی کن!...
ج: فارسی:من میخوام عشقت توی دلم فراگیر بشه. بوشهری:مو ام میت تو
دلوم عشقت پنا بید.
لری(زبان رسمی دنیا):مه میهام عشقت مین دلم جا
بیره(درست تلفظ کن آبرومونو بردی)
اگه سوار یه ماشین مدل بالا شی چکار میکنی؟
1.عینکتو در میاری تا همه ببیننت 2.میری ساحلیو صدای ضبطو تا ته
میبری جلب توجه کنی
3.کسیو تحویل نمیگیری 4.میری شرکت تاکسیرانی تا باهاش مسافرکشی کنی
ج: قول میدم واستون یه بوق بزنم ، البته نه به
خاطر شما؛ به خاطر اینکه همه ببینن.نه واسه جلب توجه ها ، واسه اینکه بچه ها منو
الگوی خودشون قرار بدن و به هم بگن اگه ما هم تلاش کنیم مثل حامد پولدار میشیم
جلو هر کلمه فقط یه کلمه که دوست داری بنویس:
جوونی :رفیق بازی
حامد دریکوند : بیخیال
مهندس لک : ضد 88
دکتر عصفوری : پس بنابراین
چی تو دانشگاه خیلی ناراحتت کرده؟یا چی تو
دانشگاه دیدی که خیلی ناراحتت کرد؟
ج:اینکه روز به روز داره جمعیت جانداران غیر
انسان توی دانشگاه زیادتر میشه
ماجراي بيرون شدنت از كلاس دوفازي رو بسيط
تعريف كن؟
ج:چی بگم ، دکتر طبخی سر کلاس هر معادله ای
میگن اسم شخصی که اون معادله رو گفته هم میگن.اون روز یه معادله گفتن و اسم شخصو
نگفتن.من گفتم اسمش چیه؟گفتن اسم نداره.منم از روی خودشیرینی گفتم اسمشو بذاریم
معادله دکتر طبخی(دکتر طبخی کورلیشن)(البته قصد اهانت به دکترو نداشتم)ولی ایشون
فکر کردن که من میخوام بی ادبی کنم.همون لحظه این ممد از همه جا بی خبر حرف منو
تائید کرد و خلاصه دکتر گفتن که آقای طاهری و دریکوند تشریف ببرید بیرون و
...............
تو یه جمله کلمات زیر رو توصیف کن .
خود بوشهر : شهری با هوای گرم و مردمی خون گرم و آروم
ساحل : واسه اونایی که دوست ندارن خیس بشن آخر دنیاست
تجزیه مهندسی(پاک نیت( : کلاسی که سر هم یک ساعت و نیم نشد
کلاس درس استاد : واسه ما که 110 و 103 کلاس درس استاده
امتحان : روزی که میتونه مثل عسل شیرین باشه یا مثل
انجیر خفر تلخ
نظرت درباره آقایون هم
رشته ای : در مقایسه
با بقیه رشته ها که چشم دیدن همو ندارن ، پسرای باحالی داریم.به بچه های بی حال 217
، البته به جز دو تا پیمانو افشینو علی
نظرت درباره خانم های هم
رشته ای : خانم ها هم
اگه اینقد درس نخونن من مخلصشونم هستم ، خصوصا گازیها ؛ بابا ول کنید این کتابارو
؛ خانم های ورودی 88 م شیمی هم در مقایسه با بقیه رشته ها با معرفت ترن و اگه ترقه
زیر پاشون بندازی جیغ نمیکشن
دوست داری یه مناظره بین
این دو گروه آخر برگزار بشه؟
ج:نه.جون مادرت بیخیال ، باور کن پاشنه کفش
خیلی درد داره
یه نظر در جهت بهتر شدن وبلاگ بده؟
ج:یکی از انتقادایی که به وبلاگ میشه میگن که
چت روم شده ، بابا واسه چت برین یاهو یا فیس بوک یا کلوب.به کسی بر نخوره ها ، آخه
من وقتی میبینم یکی به وبلاگمون گیر میده زورم میگیره ، بیاید بهونه دستشون ندیم
جلو
هر کدوم از رنگهای زیر اسم یه شخصیت از میم شیمیا رو بنویس:
صورتی : زهرا دهقانی(نمیدونم چرا
ایشون به ذهنم اومد)
سبز : پویا نجابتیان(بازم
نمیدونم)
مشکی : ممد طاهری(لباس)
سفید : خودم(لباس)
آبی : خودم(استقلال)
نارنجی : بهزاد نوذری(لباس)
قرمز : رسول رمضانی(پرسپولیس)
بنفش : مهرناز مفرس(رنگ خودکارشون)
قهوه ای : احمد ابرار(لباس)
بگو
چه رنگی رو بیشتر همه دوست داری و از چه رنگی بدت میاد؟!
ج:
عشق من سفید ، از قرمزم بدم میاد
اگه قرار باشه تو خیابون خودتو پیدا کنی از رو چه مشخصه ای
این کارو میکردی؟ ج: از
خوش تیپی بیش از حدم
تا حالا دروغ شاخدار گفتی؟ به کی؟
ج:آره ، من میانترم دوم تجزیه رو ندادم و اومدم
خونه ، به استاد گفتم که بابام مریضه و اسباب کشی داریم و میخوام برم کمکش ، دکتر
پاک نیتم گفت آفرین برو که اونجا بیشتر بهت نیاز دارن
اگه
بفهمی یه مدت سر کار بودی چیکار میکنی؟
ج: خودمو میزنم به کوچه علی چپو میگم کی گفته
من سر کار بودم و سر فرصت اون طرفی که سرکارم گذاشته رو میدم دست رسول
تو
این شرایط چکار میکنی؟
1.بگی الهی فلانی پاش بشکنه بعد ناخواسته همون اتفاق تو همون لحظه براش بیافته
ج:
وای ، خیلی حالم گرفته میشه ، آخه من خیلی احساسیم(بشکنه که بشکنه ، به من چه؟)
2.داری تو یه روز برفی از کوه میای پایین ، زمین هم یخ زده بعد یکی از پشت میخوره
بهت و تو لیز میخوری سمت دره
ج: همون
لحظه وصیت میکنم که تقاص منو از این ممد بگیرن
3.یه کیف قاپ کیفت رو تو خیابون بزنه
ج: داد میزنم و بش میگم باور کن کیفمو میدم به
خودت فقط کارت سلفمو بده که من بدون اون میمیرم
فکر
می کنی چه کسی بیشتر از همه ازت بدش میاد؟
ج: مامانم ، آخه همیشه بهم میگه : روله ولگت
بووره(ترجمه : عزیزم پهلوت درد بگیره)
اگر می توانستی یکی از پستهای مدیر وبلاگ رو
پاک کنی یا ویرایش کنی ، آن پست کدام بود؟چرا؟
ج: پست انتقال جرم بعد از زدن نمرات.مدیر حالا
من جریانو متقاطع گرفتم تو باید بزنی تو سرم.پاشو بیا خرم آباد تا دست و پاتو متقاطع
کنم
اخرین
باری که از دست کسی خیلی عصبانی شدی کی بوده؟و برای چی؟
ج:همین دیروز ، وقتی رسیدم خونه دیدم داداشم
سهم کباب منم خورده ، منم گشنه، عین شیر گرسنه ناله میکردم
بعد از دیدن این افراد یا اشیا چه حسی بهت دست
میده؟
کتاب ترمو : بخش اولش : نفرت ، بخش دوم : بد نبود
قورمه
سبزی دانشگاه :
بلانسبت همه ، حس گیاهخوار بودن
داداشت : وقتی خرم آبادم حس خشونت ، ولی وقتی میام یونی
و این ممدو میبینم حس دلتنگی
دانشکده جدید : حس غرور(غرور که مال یکی دیگه بود)
تیکه
کلامات چیه؟ ج: بیخیال ، ببین .
معلم اول دبستانت؟
ج:ماه
، خیلی دوسش دارم ، همسایه دیوار به دیوارمونه ، مثل پسرش بام رفتار میکنه
پدر پسر شجاع اگه پسر شجاع رو نداشت چی صداش میزدن؟
ج:بعدا
که قراره بچه دار شه ، ولی پسر یا دختر بودنش معلوم نی ، پس بش میگفتن پدر فرزند
شجاع
بدترین سوتی که تا حالا دادی؟
ج:اولین
باری که سر کلاس بودم و یکی اسم اینترنت آورد و من گفتم اینترنت چیه؟و مایه شادی
یه امتی شدم
یه انتقاد از وبلاگ؟
ج: انتقاد که نه ؛ خداییش مدیر خیلی زحمت میکشه
، دیگه انتقاد کردن نامردیه.
تا
حالا با اسم مستعار وارد وبلاگ شدی؟واسه چی؟
ج: آره ؛ بگم؟ ولش کن ، ولی فقط همون یه بار
بود و تازه مدیرم نظرم رو ثبت نکرد
اگه
تو این موقعیت ها گیر کنی چیکار میکنی؟
1.با دوستات رفتی تو جنگل و شب قراره وسط جنگل بخوابی.همه رفتن که هیزم بیارن و
تو تنهایی که یهو یه خرس به اندازه آرنولد سرمیرسه...
ج:بهش
میگم ، کوچولو چرا میترسی؟بیا کاریت ندارم ، بیا بشین بغل عمو
2.اگه مجبور شی که یه شب تو قبرستون بخوابی
ج:قبرستون
خیلی از خوابگاه امام بهتره ، لااقل مرده ها مثل مصطفی خروپف نمیکنن
3.یا که مجبور باشی تو یه خونه که جنازه ی تازه رو زمینه تنها بخوابی
ج:خوبه
دیگه ، میشه ازش به عنوان بالش استفاده کرد
4.سر جلسه داری تقلب میکنی و حواست نیست که مراقب بالا سرت وایساده
ج:دست به دامن التماس و خواهش و امامان و
پیامبران میشم
اگه یه روز کامیون داشته باشی کدامیک از جملاتو
پشتش مینویسی؟
1.رفیق
بی کلک مادر 2.غریبه نگام نکن آب میشم 3.زندگی
آخ 4.نشد... 5.بابایی زود برگرد 6.در پناه خدا
ج: 1.عاقبت رفتن به دانشگاه خلیج فارس 2. ز گهواره تا گور بیخیال
تاحالا شده حسرت زندگیه کسیو بخوری؟اگه آره ، چی
باعث شد این حسو داشته باشی؟
ج: گفتم که حسرت زندگی اونایی رو میخورم که
خواهر دارن و همچنین اونایی که ممدو نمیشناسن