این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور،
روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و
سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این
باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر
میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای
کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی
در این شب
هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و
شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.
یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده میشود
یلدا در افسانهها و اسطورههای ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر میشود.
ماه
دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و
مهر روزها بر میآید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه برمهر ببندد و با او
در آمیزد، اما همیشه در خواب میماند و روز فرا میرسد که ماه را در آن
راهی نیست.سرانجام ماه تدبیری میاندیشد و ستاره ای را اجیرمیکند،
ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار میکند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او میدهد. ماه به استقبال مهر میرود و راز دل میگوید و دلبری میکند و مهر را از رفتن باز میدارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش میکنند و عاشقی پیشه میکنند و مهر دیر بر میآید و این شب، «یلدا» نام میگیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر میرسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
